ما نیازمند شجاعت در تصمیمگیری هستیم تا ایران از بلاتکلیفی رها شده و آیندهای روشنتر پیش روی ملت قرار گیرد
🖌 سیدحسین مرعشی؛ دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران
کشور ما امروز در وضعیتی قرار دارد که نه میتوان آن را جنگ نامید و نه صلح. این حالت بلاتکلیفی فرصتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را از ما گرفته و آینده را مبهم کرده است. باور من این است که ایران باید هرچه سریعتر از این وضعیت خارج شود و به ثباتی پایدار برسد. بدون ثبات سیاسی، اقتصاد به حرکت درنخواهد آمد و هیچ برنامه توسعهای مجال تحقق پیدا نخواهد کرد.
جنگ ۱۲ روزه اخیر نشان داد که روح ملی ایرانیان همچنان زنده است. ایرانیها وطنپرستاند و در لحظات حساس، حتی آنانی که به جمهوری اسلامی انتقاد دارند برای دفاع از ایران از خواستههای خود گذشتند. این اتحاد ملی بیتردید ناشی از عشق به میهن بود اما در عین حال، حضور فردی چون نتانیاهو- متهم به کشتار کودکان و ایجاد قحطی در غزه- انگیزه ایرانیان برای مقاومت را افزایش داد. با این حال نباید پنداشت که در هر تهاجم خارجی چنین انسجامی خودبهخود پدیدار خواهد شد. حاکمیت نیز باید برای تقویت این همبستگی ملی اقدام کند اما متأسفانه تا امروز، گام مؤثری در این جهت برداشته نشده است.
تحولات اخیر در سطح مدیریت عالی کشور بهویژه حضور آقای علی لاریجانی در دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی برای شرایط امروز کشور مثبت است. لاریجانی بهدلیل غیرنظامی بودن و پیشینه سیاسی خود، میتواند کارکردی متفاوت از مدیران نظامی داشته باشد. او این ظرفیت را دارد که خرد ملی را در دبیرخانه شورا گرد آورد. سه نکته نیز در این میان حائز اهمیت است:
نخست، لاریجانی باید در قامت یک شخصیت ملی ظاهر شود و نه صرفا یک سیاستمدار اصولگرا. او باید تمام ظرفیتهای کشور را گرد هم آورد و سناریوهای مختلف تصمیمسازی را تدوین کند.
دوم، رئیسجمهور پزشکیان باید بیش از گذشته در حوزه امنیت ملی اهتمام داشته باشد و با همکاری نزدیک با لاریجانی، مجموعهای از راهکارها را به رهبری ارائه دهد. تجربه نشان داده است که اگر رئیسجمهور منتخب مردم بر تصمیم درست پافشاری کند، رهبری نیز از او حمایت خواهند کرد یا حداقل اجازه خواهند داد که منویات ایشان اجرا شود.
سوم، هماهنگی کامل دبیر شورا و رئیس شورا ضروری است تا کشور بتواند از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» عبور کرده و به صلحی پایدار برسد.
در این مسیر، نگران تندروها نباید بود. آنها همیشه بودهاند و خواهند بود اما وزنی در معادلات واقعی ندارند. صدایشان بلند است ولی وقتی مردم با آنان همراهی نمیکنند، نظام نیز از آنان حمایت نخواهد کرد. خیال همه راحت باشد؛ با کارشناسی قوی و تصمیمگیری شجاعانه میتوان کشور را به ثبات رساند.
اما یکی از مشکلات اساسی کشور، نبود احزاب واقعی است. بیش از ۱۴۰ حزب ثبت شده داریم اما هیچیک کارکرد جدی ندارد. حزب باید برنامه ارائه کند، کادر تربیت کند و مسئولیت اجرای برنامههایش را بپذیرد. در ایران اما کارکرد حزب به ایام انتخابات محدود شده است. چنین وضعیتی کشور را در معرض باندبازی و کشمکشهای بیپایان قرار داده است. ایران یا باید نظام تکحزبی کارآمد داشته باشد، مانند چین، یا نظام چندحزبی محدود با دو یا سه حزب قدرتمند. در غیر این صورت، پراکندگی و بیبرنامگی ادامه خواهد یافت.
راه نجات ایران از مسیر تقویت انسجام ملی، رسمیت دادن به نقش احزاب و اتخاذ تصمیمهای شجاعانه میگذرد. در شرایطی که دشمن ممکن است هر لحظه دست به شیطنت بزند و کشور در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باقی بماند، دعواهای داخلی باید به تعویق بیفتد. مبارزه مدنی و مسالمتآمیز برای اصلاحات ممکن است اما به شرط پرهیز از خشونت و تنش. امروز همه مردم ایران، چه موافق جمهوری اسلامی باشند چه مخالف آن به صلح نیاز دارند.
موضوع اقتصاد نیز حیاتی است. اقتصاد ایران تحت فشار است؛ گرانی و بیکاری به قوت خود باقی است و ناترازیها در حوزه انرژی و تولید، زندگی مردم را دشوار کرده است. بیش از ۱۰ میلیارد دلار برای واردات سوخت هزینه کردهایم، برخی کارخانهها تنها سه روز در هفته کار میکنند و کشاورزی کشور از خاموشی پمپهای آب و خشکسالی آسیب دیده است. چنین وضعیتی غیرقابل قبول است و ادامه آن به زیان ملت خواهد بود.
انتظار میرود، حاکمیت این شرایط را درک کند و کشور را از حالت انتظار به سمت ثبات پایدار ببرد. تنها خواسته ما از حاکمیت، بهبود حال ملت است. اگر حال مردم بهتر شود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. ما نیازمند شجاعت در تصمیمگیری هستیم تا ایران از بلاتکلیفی رها شده و آیندهای روشنتر پیش روی ملت قرار گیرد